پل مشهور تاور بریج در لندن

 تاور برج با معماری گوتیک در سال ۱۸۸۶ شروع و در ۱۸۹۴ کار ساخت آن به پایان رسید که در کنار یکی از مشهورترین جاذبه شهر لندن بنام برج لندن قرار گرفته است  از دیگر جذابیت های تاور برج مسیر جاده ای که برروی آن قرار گرفته است که در مواقع عبور کشتی از زیر این پل مسیر جاده ای به بالا کشیده می شود تا کشتی ها از زیر آن عبور کنند

تاور بریج یکی از محبوب ترین پل های متحرک جهان است، پل متحرک پلی است که از دو قسمت تشکیل شده و دقیقا وسط پل باز می شود، پل لندن هم مثل تاور بریج پلی متحرک است به همین دلیل مردم گاهی این دو پل معروف را با هم اشتباه می گیرند. ساخت این پل در سال ۱۸۸۶ شروع شد و بعد از ۸ سال در سال ۱۸۹۴ به پایان رسید، برای ساخت این پل بیش از ۱۱ هراز تن فولاد استفاده شده است. طول کلی تاور بریج ۲۴۴ متر است که به سه بخش تقسیم شده که بزرگ ترین بخش آن ۶۱ متر است و هر کدام از برج های آن ۶۵ متر ارتفاع دارند.

ساخت تاور بریج به اواخر قرن ۱۹ میلادی و زمانی برمی‌گردد که مسئولان تصمیم گرفتند یک پل دیگر را پایین‌تر از پل لندن بنا کنند. مشکلی که در این پروژه وجود داشت، این بود که نمی‌توانستند پلی ثابت و هم سطح با خیابان بزنند؛ زیرا در آن صورت، مسیر کشتی‌های بادبانی به سمت لنگرگاه مسدود می‌شد. بیش از ۵۰ طرح را برای ساخت این پل پیشنهاد دادند تا بتوانند راه حلی برای این موضوع پیدا کنند که یکی از آن‌ها به «جوزف بزلجت» (Joseph Bazalgette) تعلق داشت. البته طرح او را به دلیل نداشتن ارتفاع کافی رد کردند و در سال ۱۸۸۴، قرار شد آن را به شکل پل اهرمی بسازند و در نهایت این طرح مورد قبول قرار گرفت. مهندسی این پروژه را «جان ولف بری» (John Wolfe Barry) و معماری آن را «هوراس جونز» (Horace Jones) انجام داد. بری، ساخت ۲ برج را درنظر داشت و دهنه‌ی مرکزی پل و اهرم‌های آن را به گونه‌ای طراحی کرد تا بتوان آن‌ها را بالا بُرد و کشتی‌ها به راحتی از مسیر خود عبور کنند. قبل از نصب سیستم الکتروهیدرولیک، ابتدا از سیستم هیدرولیک ساده برای بالا بردن این پل استفاده می‌شد و امروزه یکی از این موتورهای هیدرولیک را در موزه‌ی این پل، یعنی «نمایشگاه‌های تاور بریج» (Tower Bridge Exhibition Offices) به نمایش می‌گذارند.

 

ساخت این پل در سال ۱۸۸۶ شروع شد و ۸ سال طول کشید تا به پایان برسد. البته هوراس جونز در همان سال اول ساخت از دنیا رفت و «جرج استیونسن» (George Stephenson)، کار او را ادامه داد. استیونسن، نمای گوتیک را جایگزین طراحی ساده‌ی قبلی کرد تا هم زیباتر شود و هم با «برج لندن» که در مجاورت این پل واقع شده، هماهنگی بیشتری داشته باشد و همین موضوع، تاور بریج را به بنایی منحصر به فرد تبدیل کرده است. این پل رسماً در سال ۱۸۹۴ و با حضور «شاهزاده ولز» و همسرش افتتاح شد. در طول جنگ جهانی دوم از آنجایی که احتمال داشت موتورهای پل برج بر اثر عملیات دشمن آسیب ببیند، یک موتور دیگر را نیز محض احتیاط به آن اضافه کردند. این موتور سوم بعد از مدرنیزه شدن سایر دستگاه‌ها در سال ۱۹۷۴، دیگر کاربرد چندانی نداشت و به «موزه‌ی موتور بخار فورنست» (Forncett Industrial Steam Museum) اهدا شد.

 

 

 

تاور بریج بخش شمالی رودخانه تیمز را به بخش جنوبی آن وصل می کند

بیش از ۴۰۰ کارگر برای ساخت این پل به کار گرفته شدند و بیش از ۷۰ هزار تن بتون در کف رودخانه تیمز ریخته شد تا بتواند این پل را حفظ کند.

بیش از ۴۰ هزار نفر هر روز از تاور بریج عبور می کنند که برای حفظ ساختار این پل ماشین ها باید با سرعت ۳۲ کیلومتر بر ساعت از روی پل عبور کنند. دوربین های روی پل سرعت ماشین ها را اندازه می گیرند و از سیستم شماره پلاک استفاده می کنند تا ماشین های با سرعت بالا را جریمه کنند.

وقتی تصمیم به ساخت این پل گرفته شد یک مسابقه بین طراحان مطرح به وجود آمد تا بهترین طراحی انتخاب شود، بیش از ۵۰ طراح طرح های خود را ارائه دادند، بعضی از طرح ها نزدیک به طرح نهایی و بعضی کاملا متفاوت بود و در تهایت طرح آقای هوراس جونز انتخاب شد.

این پل با وجود اینکه طراحی هایی دارد که ظاهر آن را قدیمی می کند اما در واقع یک بنای مدرن است ، پلی است که از فولاد درست شده و با دو برج بر روی اسکله قرار گرفته است.

 

 

در سال ۲۰۰۰، یک سیستم کامپیوتری برای پل نصب شد تا از طریق آن بتوانند بالا و پایین رفتن اهرم‌ها را از راه دور کنترل کنند. در سال ۲۰۱۲، حلقه‌های المپیک را از تاور بریج آویزان کردند تا از آن برای تبلیغات بازی‌های المپیک تابستانی استفاده شود که میزبانی آن را لندن برعهده داشت. این پل چندین بار در طول تاریخ بازسازی شده و برای محافظت از آن، محدودیت‌هایی برای سرعت و وزن اتومبیل‌ها وضع کرده و یک دوربین هم قرار داده‌اند تا برای متخلفین جریمه فرستاده شود. امروزه عبور و مرور کشتی‌ها نسبت به قبل کمتر شده، اما هنوز هم می‌بایست درخواست خود را ۲۴ ساعت جلوتر اعلام کنند و مسئولان نیز ساعت دقیق آن را زودتر در وب سایت پل می‌زنند. همچنین کشور چین، یک نسخه‌ی تقریباً کپی از تاور بریج را در شهر «سوژو» (Suzhou) بنا کرده و تفاوتش با تاور بریج لندن در این است که ۴ برج دارد و پل آن باز و بسته نمی‌شود.

 

تاور بریج به طور کل، ۲۴۰ متر عرض دارد و ارتفاع برج‌های آن به ۶۵ متر می‎رسد. پل اهرمی یا همان دهانه‌ی مرکزی (فاصله‌ی بین دو برج)، ۶۱ متر است و آن را به دو قسمت مساوی تقسیم کرده که تا ۸۶ درجه بالا می‎روند و کشتی‌ها از میان آن‌ها عبور می‌کنند. دهانه‌های کناری، همان پل معلق هستند که هر کدام ۸۲ متر طول دارند و وزنشان به کمک برج‌ها و دیوارهای پل کنترل می‎شود. خودروها و عابران پیاده می‌توانند به صورت رایگان به این پل دسترسی داشته باشند؛ اما باید مبلغی را برای بازدید از موزه‌ی آن پرداخت کنید که موتورخانه، دو برج و گذرگاه‌های بالای آن را شامل می‎شود. تاور بریج را در سال ۱۹۷۷ و به مناسبت ۲۵ ساله شدن مدت سلطنت ملکه الیزابت، به رنگ قرمز و سفید و آبی درآوردند که بعد از بازسازی‌اش در سال ۲۰۱۰، آن را به رنگ اصلی خود یعنی آبی و سفید بازگرداندند.

علاوه بر اینکه تاور بریج را معمولاً با پل لندن اشتباه می‌گیرند، یک باور غلط دیگر نیز راجع به اسم آن وجود دارد. بیشتر مردم فکر می‌کنند نام «پل برج» از این موضوع نشأت می‌گیرد که تاور بریج، جزو معدود پل‌های رود تیمز به حساب می‌آید که از برج هم برای ساخت آن استفاده شده است. اما در واقع این پل، اسم خود را از «برج لندن» می‌گیرد که در نزدیکی همین مکان واقع شده و همانطور که گفتیم، در انتخاب معماری گوتیکِ این پل نیز نقش داشته است.

 

پل مشهور تاور بریج در لندن

 

باغ سنگی سیرجان

 در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر سیرجان استان کرمان، باغ اسرار آمیزی وجود دارد که بر خلاف تصورات از یک باغ، اصلا سرسبز نبوده و تنها مملو از درختان خشکیده است.

 

باغ سنگی یکی از جاذبه‌های استان کرمان و شهر سیرجان است. این محوطه که قبلاً باغی بوده در دهستان بلورد روستای میاندوآب و ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان قرار دارد. این باغ به شکل شش ضلعی نامنظم طراحی گردیده و متعلق به درویش خان اسفندیارپور بوده‌است.

 

هنگامی که در این باغ گام می نهید، منظره ای شگفت انگیز، تمام توجهتان را به خود جلب کرده و وحشتی خاص، وجودتان را فرا می گیرد. وجود میوه هایی از جنس سنگ بر روی درختان خشک، منظره ای شگفت انگیز و در عین حال ترسناک را برای این باغ به ارمغان آورده است.

درویش خان اسفندیار پور شخصی ناشنوا و لال بود که در اطراف این منطقه زمین هایی برای کشاورزی داشت. روایات زیادی در مورد او در میان مردم شنیده می شود. افرادی می گویند از آنجایی که نام خان بعد از درویش به چشم می خورد، او به احتمال زیاد جزو خانواده های مهمی بود که در نزدیکی شهرستان سیرجان زندگی می کردند.

اما به هر حال چیزی که واضح است، این می باشد که او زمین دار بوده و در این منطقه کشاورزی می کرده است. برخی اعتقاد دارند که او علاوه بر کشاورزی، از راه چوپانی نیز امرار معاش می کرده است.

در آخرین عکس هایی که از درویش خان وجود دارد، او فرد مسنی است که با ریش های سفید و بلند در این منطقه زندگی می کرده است.

در سال ۱۳۴۰، به خاطر اصلاحات ارضی، درویش خان اسفندیار تمام زمین هایش را از دست داد و این مسئله او را بسیار ناراحت و نا امید کرد. پس از گذشت چند سال، او که هنوز به خاطر از دست دادن زمین هایش ناراحت بود تصمیم گرفت که اقدامی کند که نشانه این ناراحتی باشد.

او یک روز صبح این ایده به ذهنش رسید که از درختان خشک شده اش سنگ آویزان کند.

درویش خان اسفندیار شروع به حفر کردن چاله هایی در زمین خشک کرد. او درختان خشکیده را در این چاله ها به وسعت زیادی کاشت و این کار را ادامه داد. زمانی که کاشت این درختان خشکیده تمام شد، شروع به آویزان کردن سنگ هایی از شاخه های درختان کرد. در نهایت وسعت این باغ سنگی به ۱۰۰۰ متر رسید و ۱۸۰ درختی که در آن کاشته شده بودند و سنگ هایی که مانند میوه از آن آویزان بود، حس غریب و گاهی هولناکی را به این باغ داده بود.

می گویند که درویش خان، از این کار بسیار راضی و خشنود شده بود و حس می کرد که نشانه ناراحتی و اعتراضش، به باغی منجر شده است که هرگز از بین نمی رود. خانواده او می گویند که شاید به دلیل آن که نمی توانسته صحبت کنید، این نوع اعتراض به ذهنش رسیده است.

البته به جز سنگ، او چیزهای دیگری مانند لاستیک های پنچر شده، آینه های شکسته، فنر و هر چیزی که به نظرش می رسیده را به درخت آویزان می کرده است، اما خب بخش بیشتر باغ سنگی سیرجان را همان میوه های سنگی تشکیل داده اند.

در سال ۱۳۵۵ پرویز کیمیاوی فیلمی را بنام باغ سنگی از این باغ با شرکت درویش خان اسفندیارپور ساخت که برنده جایزه خرس نقره‌ای جشنواره بین‌المللی فیلم برلین شد.

درویش خان اسفندیارپور در سن ۸۳ سالگی در ۱۸ فروردین ۱۳۸۶ درگذشت و پیکرش در این باغ دفن گردید.

 

 

 

 

 

باغ سنگی سیرجان

 

صفحه قبل 1 ... 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 صفحه بعد